خرید بک لینک

دنيا پر از تجربه هاي متفاوته كه حس هاي متفاوتي را القا ميكنه اما اين حس ها چه تقابلي داره با وجود ما ؟ درك شناخته شده و شناخته نشده مثلا يك احساس خيلي نااميد كننده خيلي دردناك خيلي خسته كننده خيلي مطلوب و دوست داشتني يا حس قهر يا حس نفرت و همه اينها احساسي هست كه در تقابل قرار ميگيره گريزي هم نيست بلكه شناخت بيشتر و بيشتر ميتونه موجب پيشرفت جامعه بشه موجب پيشرفت انسان بشه وقتي بدرستي اين شعور و درك و دانش درونت جا ميگيره كه بتوني تمايز بين انديشه و احساس رو و قدرت تشخيص رو بدست بگيري و ببيني كجا قرار گرفتي و به كجا ميخواهي بروي و راه رفتن يا نرفتن را و ضرورت آن را نشخيص بدي و اين يك مسئله انساني است شايد به همين دليل هست كه بايد مرزها را برداشت و شايد راهي و شعاري باشد براي تجاوز و نفع شخصي آيا بايد تذكر داد كه اشتباه برداشت نشود؟ مسئله تجاوز تيست و نبايد باشد اين مطالب همه در حوزه فكر است براي امروز و براي فردا مسئله توسعه انساني است ولي نكته آنقدر ظريفه كه معلم هاي بزرگي را طلب ميكنه دنيا نميگم امروز ولي هر روز ميتونه به تحول جديدي دست پيدا كنه وقتي معلم هاي نه شايد بزرگ بلكه آشنا به امور تجلي و ظهور ميكنند و البته ظهور را نبايد بزرگ و بزرگتر كرد بلكه بايد تلاش كرد كه آن را فهميد با بزرگ نمايي رسيدن سخت تر و سخت تر ميشه و البته تحول و رشد يك كار روز مره است تيروي انديشه با حركت جريان پيدا ميكنه و با توقف همه چيز از كار ميافته

برچسب: نویسنده: مهران محمودی تاريخ: شنبه 14 مرداد 1396 ساعت: 1:10

صفحه بندی